ذبيح الله صفا

355

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

تأهّل اختيار كرد و بدان شهر علاقه و ميلى وافر داشت چنان كه در اشعار خويش چند بار از آن ياد كرده و آن را بنيكى ستوده است . از قصايد متعددى كه تقى الدين از سعيد هروى انتخاب و نقل كرده قسمتى در ستايش سلطان محمد خدابنده ( 703 - 716 ه . ) و وزيرانش رشيد الدين فضل اللّه و تاج الدين عليشاه است . علاوه برين سعيد پسر ارشد خواجه رشيد الدين فضل اللّه يعنى خواجه جلال الدين را كه سمت وزارت تيمورتاش پسر امير چوپان و استيفاى روم داشت ، ستايش كرد و نيز از ممدوحان او كه چند قصيده براى او ساخته شيخ على مقتول بسال 719 پسر امير ايرنجين و برادر قتلغشاه خاتون زوجهء ابو سعيدست ؛ و نيز نصرة الدين احمد بن اتابك يوسف شاه را كه از سال 695 تا سال 730 مقام اتابكى لرستان داشته است مدح كرد . سعيد الدين هروى بعد از مرگ اولجايتو محمد دوران سلطنت ابو سعيد بهادر ( 716 - 736 ه . ) را درك كرد و در عهد همين خانست كه در وفات يكى از بزرگان عهد يعنى خواجه نظام الدين اسحق بسال 717 با ذكر تاريخ وفاتش قصيديى رثائيه ساخته « 1 » و نيز در سال بعد بر مرگ رشيد الدين فضل اللّه ( مقتول بسال 718 ه ) مرثيه‌يى مؤثر سروده و بنابراين تا اين تاريخ زنده بوده است . هدايت وفات سعيد هروى را در سال 649 نوشته « 2 » و اين مسلما با آنچه در شرح حال سعيد ديده‌ايم منافى و بىترديد غلط است . مرحوم سعيد نفيسى « 3 » وفات سعيد را در سال 766 ضبط كرده است و نمىدانم كه مأخذش چه بود و بهرحال اين تاريخ براى فوت سعيد هروى مستبعد به نظر مىرسد . تقى الدين مىگويد كه وفاتش در سال احدى و

--> ( 1 ) - سادس ماه رجب در سال ذال و يا وزا - خواجه از دنيا بشد بادا بقاء خاندان ( مونس الاحرار ج 2 ص 821 ( 2 ) - مجمع الفصحا ج 1 ص 248 ( 3 ) - تاريخ نظم و نثر در ايران ، تهران 1344 ص 175